در این پست یک نمونه پورتفولیوی معماری موفق را بررسی می کنیم، نه فقط به عنوان یک مجموعه شیت، بلکه به عنوان ارائه ای موفق و خوانا از چند طراحی معماری موفق.
نمونهای که بررسی میکنیم، کار Enoch Lieu هست؛ کسی که موفق شده است از دانشگاههایی مثل Yale و Harvard پذیرش بگیرد.
نکته ی مهم در ساختار پورتفولیوی ایشان این است که هر پروژه با یک صفحه ی مقدماتی شروع میشود:
- یک بریف کوتاه برای معرفی دغدغه ها و ریشه های طرح
- طراحی یک لوگوی مفهومی که فرم کلی پروژه را تداعی کند
- یک یا دو دیاگرام ساده، سایتپلان خنثی، و گاهی تصویری برای انتقال حال و هوای پروژه
تمام اینها، در خدمت یک هدف هستند: تشویق مخاطب به خواندن سناریوی طرح، قبل از ورود به جزئیات فنی.
اگر از ابتدا، رندرهای پر زرق و برق و نقشههای پردیتیل ارائه میداد، توجه مخاطب به همانها جلب میشد و اصل صورتمسئله نادیده گرفته میشد.

در صفحهٔ دوم هم هنوز وارد مدارک نشده؛ بلکه روند طراحی و فکر پشت پروژه با دیاگرامهای معماری بیان شده است.

پورتفولیوی ایشان را می توانید در این آدرس ببینید:
liudesign on instagram@
https://issuu.com/liuenoch/docs/enoch_liu_portfolio_2023

- کیفیت ارائهی رندرها به چه صورت هست؟
فضاها دقیق و پرجزئیات طراحی شدهاند، ولی خبری از رندرهای فتورئال نیست.
اتفاقاً برخلاف تصور رایج، فتورئال بودن لزوما ممکن است نشانهی حرفهای بودن نباشد.
در پروژههایی که بار احساسی بالاتری دارند، پرزانته کمی سورئال شده؛ ولی در باقی پروژهها، ارائه، شارپ و واضح است.
ولی: حتی در آن موارد هم حجمها مشخص و قابل درک هستند، و از المانهای درهموبرهم پرهیز شدهاست.

جمع بندی:
نکتهی کلیدی که باعث موفقیت این پورتفولیو شدهاست، اولویت دادن به روایت و منطق طراحی است، نه صرفاً جلوههای بصری.
مسائلی که میتوان از این پورتفولیو درس گرفت:
- تعریف بریف برای هر پروژه (دغدغهها، ریشهها، هدفها)
- طراحی لوگوی مفهومی برای هر پروژه
- استفاده از دیاگرامهای ساده و سایتپلان خنثی
- پرهیز از شروع با رندرهای نهایی
- توضیح روند طراحی با دیاگرامهای مرحلهای
- تنظیم سبک پرزانته متناسب با ماهیت پروژه
- حفظ وضوح و انسجام در ارائه، حتی در پروژههای احساسی
- کنترل روایت و هدایت نگاه مخاطب به صورتمسئله
در آدرسهای زیر، از آثار Enoch Lieu بیشتر ببینید:
liudesign on instagram@
https://issuu.com/liuenoch/docs/enoch_liu_portfolio_2023

